مهلت ارسال آثار به سیزدهمین جشنواره مد و لباس فجر تمدید شد فیلم کوتاه «بی‌گناه» به جشنواره بین‌المللی آمریکا راه یافت قسمت جدید «پت و مت» ساخته می‌شود + فیلم مستند بالی برای پرواز، پژواک عملیات اچ ۳ و پیام روشنی برای پایگاه نظامی دیه‌گو گارسیا آمریکا امشب، خلاصه قسمت‌های سریال پایتخت ۷ را ببینید جدول پخش فیلم‌های سینمایی امروز تلویزیون اعلام شد (۱۵ فروردین ۱۴۰۴) حسین قلی‌زاده، هنرمند مجسمه‌ساز، درگذشت انتقاد به زبان کمدی و با عرض معذرت دانلود قسمت یازدهم سریال پایتخت ۷ + تماشای فیلم بهترین سریال ۲۰۲۴ از منظر منتقدان از فردا روی آنتن است مروری بر کارنامه بازیگرانی که در سال گذشته رکورد زدند | پرکارترین بازیگر زن سینمای ۱۴۰۳ کیست؟ فیلم «پدرخوانده» کجا فیلم‌برداری شد؟ نظر بهتاش فریبا درباره استفاده از اسمش در پایتخت | تنابنده باید به من زنگ می‌زد کدام فیلم‌ها امروز از تلویزیون پخش می‌شود؟ (۱۴ فروردین ۱۴۰۴) واکنش اداره کل فرهنگ و ارشاد کرمان به لغو کنسرت حامد همایون انیمیشن «سفینه نجات» به مرحله تولید رسید نگاهی به حواشی «پایتخت ۷» دانلود قسمت دهم سریال پایتخت ۷ + تماشای فیلم جدول پخش فیلم‌های سینمایی امروز تلویزیون اعلام شد (۱۳ فروردین ۱۴۰۴) دانلود قسمت نهم سریال پایتخت ۷ + تماشای فیلم
سرخط خبرها

وقایع نگاری داستان نویس فقید از لحظه‌های انقلاب

  • کد خبر: ۱۴۸۵۱۷
  • ۱۳ بهمن ۱۴۰۱ - ۱۴:۰۲
وقایع نگاری داستان نویس فقید از لحظه‌های انقلاب
نوشته‌های انقلابی که قالب کتاب به خود گرفت، اشکال گوناگونی، از مقاله تا داستان، را دربرمی گرفت، اما کتاب‌های منتشرشده در این زمینه که مستقیم به انقلاب - چه کنش‌های منجر به آن و چه خود روز‌های تأثیرگذار بهمن ۵۷ - پرداخته بود، از دید کمی، در آغاز چنان که باید نبود.

با پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ نویسندگان بسیاری از آن حمایت کردند و به نوعی، زبانی یا قلمی یا با کنش‌های سیاسی و اجتماعی، با آن همراه شدند (صرف نظر از اینکه پیش از پیروزی هم فعالیتی در این زمینه کرده بودند یا نه).

اما کسانی از آن گروه اهل قلم این واقعه را به روی کاغذ آوردند تا در تاریخ ثبت شود.

نوشته‌های انقلابی که قالب کتاب به خود گرفت، اشکال گوناگونی، از مقاله تا داستان، را دربرمی گرفت، اما کتاب‌های منتشرشده در این زمینه که مستقیم به انقلاب - چه کنش‌های منجر به آن و چه خود روز‌های تأثیرگذار بهمن ۵۷ - پرداخته بود، از دید کمی، در آغاز چنان که باید نبود. به عبارتی ادبیات انقلاب پیش از آنکه شکل بگیرد تغییر مسیر داد.

شاید مهم‌ترین علت این امر وقوع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در زمانی بود که هنوز دو سال از پیروزی انقلاب نمی‌گذشت. تاریخ شتاب گرفته بود و توجه نویسندگان از رویدادی به رویداد دیگر چرخیده بود و تا سال‌های پس از پایان جنگ که دوباره ادبیات انقلاب مورد توجه قرار گرفت، حضور این آثار در ادبیات ایران کمرنگ بود.

درهرصورت، در فاصله دو واقعه، یکی از نویسندگان آن روزگار که چند کتاب نوشته و ترجمه کرده بود، کتاب ویژه‌ای منتشر کرد. محمود گلابدره یی - که نام کاملش سیدمحمود قادری گلابدره یی (۱۳۱۸-۱۳۹۱) بود - در سال ۱۳۵۸ کتاب «لحظه‌های انقلاب» را به چاپ رساند.

او در این اثر مشاهداتش از رویداد‌های حوالی پیروزی انقلاب را تا بر سر کار آمدن دولت موقت روایت می‌کند. علت ویژه خواندن این اثر را باید در شکل و قالب آن جست وجو کرد. «لحظه‌های انقلاب» گزارشی مستند یا مستندگونه است که با زبان ادبی یک داستان نویس نوشته شده است. با توجه به داستان نویس بودن گلابدره یی از سویی و کمبود امکانات فنی صوتی و تصویری تهیه گزارش در آن تاریخ، محتمل است که در جزئیات گزارش نویسنده دست کاری‌هایی شده باشد.

این تغییرات را با توجه به خیال ورزی و میل داستان نویسان به پرورش اثر و نیز ثبت و ضبط نشدن کامل مشاهدات و مکالمات و همچنین نگاه شخصی هر نویسنده به موضوعش، می‌توان طبیعی و بدیهی انگاشت. بااین همه، نویسنده فقید روایت درخوراعتنایی از روز‌های انقلاب به دست داده است که خواننده امروز را از دریچه چشم و گوش او به چهل وچند سال پیش می‌برد و حتی چه بسا از لحاظ مستندنگاری نیز با اثر مهمی روبه رو می‌سازد (سنجش اهمیت استنادی کتاب به عهده متخصصان تاریخ معاصر است، اما در صحبت‌هایی که درباره مرحوم گلابدره یی شده، اشاره به صداقت او درخور توجه است).

کتاب چندصدصفحه‌ای «لحظه‌های انقلاب» در سال‌های بعد نیز بازچاپ شد و دراین باره می‌توان چاپ شکیل و مرغوبی را نام برد که در دهه گذشته انتشارات عصر داستان روانه بازار کتاب کرد. برای آشنایی بیشتر با کتاب، بخشی از آن را در اینجا بخوانید: «مغازه دار‌ها خون خونشان را می‌خورد. تک و توکی بسته اند. مجبوری بسته اند. باز هم می‌کردند، کسی از آن‌ها چیزی نمی‌خرید. مثل کتاب فروشی‌ها که گیر کرده اند و با غیظ به این کتاب فروش‌های کنار خیابانی بی سرقفلی و بی دخل و بی میز و قفسه نگاه می‌کنند و جیکشان هم درنمی آید. درحالی که از ته دل، آرزو می‌کنند که‌ای کاش همان پاسبان شکم گنده پررو بود و یک پنج تومانی کف دستش می‌گذاشتیم و با لگد، این سرخر‌ها را از جلوی مغازۀ ما رد می‌کرد...»

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->